آسمان پر ستاره

هرکجا هستم،باشم،آسمان مال من است

آسمان پر ستاره

هرکجا هستم،باشم،آسمان مال من است

سلام خوش آمدید

صاحب این وبلاگ فوت کرده است

دوشنبه, ۲۸ تیر ۱۴۰۰، ۰۴:۵۲ ب.ظ

همه وقتی دارن میمرن میرن سراغ کارهایی که کردن،کارهایی که نکردن و کارهایی که میخواستن بکنن.اما من،میخوام برای مرگم رویاپردازی کنم.

لحظه مرگم،اهمیت نداره چند درصد به رویاهام رسیده بودم.

حتی اهمیت نداره چه کسی بودم و این لحظه مهم نیست تونستم یه چیزهایی رو دور بریزم و به سلف لاو برسم یا نه.

میخوام فقط به این لحظه فکر کنم.میخوام بارون بیاد.میخوام آهنگ گوش بدم.

همه چیز تموم شده‌ و قرار نیست برگرده.مگه نه؟

من آدم‌ بدی نبودم.آدم خوبی هم نبودم.

 و این لحظه بیشتر از این غم میخورم که خیلی چیز ها تو مغزم؛با خودم از بین میره.

منظورم این نیست که درونم پر از حرف نگفتست‌.نه.قلبم خالی از هر احساسه.

به هر حال،من دارم میمیرم.

و این لحظه از این ناراحتم که نویسنده نیستم؛نمیتونم مرگمو به تصویر بکشم.

حتی نمیتونم نقاشی ش کنم.

و یا حتی بخونمش.

قصه ی زندگی من؛نه نوشتنیه،نه کشیدنی و نه خوندنی.

و دارم به این فکر میکنم که بعد از من چی میشه‌؟

چند نفر غمگین میشن و چند نفر غمگین میمونن؟

فکر نمیکنم این لحظه زود باشه.یعنی اینکه خب هر آدمی هر لحظه تو زندگیش منتظر این لحظه ست.

کسی نیست که بهش بگم دوست دارم.کسی نیست که ازش عذر خواهی کنم.

و فکر نمیکنم بدهی مالی ای به کسی داسته باشم.

حتما الان خوشحالم که این لول هم تموم شده.

آرزو های خیلی خیلی خیلی زیادی داشتم. و همین طور منتظر آدم های زیادی سر راهم بودم. 

و فکر میکنم خیلی هاشون رو ملاقات کردم.

ولی همیشه از این متنفر بودم که من ناقص ام.همیشه‌.

تو هر چیز و کاری یه قسمتی ناقصه.

اما شاید بالاخره "مرگ" نیمه ناقص زندگیم رو پر کنه!

.

.

.

.

+منبع چالش رو بعدا لینک میکنم؛الان پنلم مشکل پیدا کرده:/

++فکر کنم بدونین سوال آخر این چالش چیه دیگه*-*

+++از اونجایی که هیچ کس از من دعوت نکرد:) کسی نیست دعوتش کنم،به غیر از من بقیه دعوت شدنD:

  • آیســـ ــان

نظرات (۲۴)

  • آیســــ ـــان
  • فکر کنم قراره یه اتفاقی بیفته که من دارم مثل چی پست میزارم:|

    پاسخ:
    خطرناک به نظر میاد"-"\..
  • 𝐀𝐲𝐥𝐢𝐧 𝐔𝐍𝐈𝐕𝐄𝐑𝐒𝐄--
  • شماره یک:خدانکنه-،-

    شماره دو:هروقت تو وب کسی چتروم راه میندازیم همین الانشم یاد تو میفتم😐😂

    پاسخ:
    زبونتونو گاز بگیرین اصنxD-.-
    به به به به^-^

    وای من از این چالشه خوشم نمیاد ...

    پاسخ:
    غزلیییی..
    فکر نمیکردم بیای :"
    میفهمم.منم اذیت کرد:""
    بیا بغلم فراموشش کن.

    لنتی :/

    الان میرم مینویسم اخرشم می‌نویسم دعوت میکنم از آیسان!!

     

    بخش دوم:

    وانیلوپه و کارتون رالف خرابکار *-*

    دانستن مسائل +۱۸ در طفولیت! عاشق ناشناس بازی، عشق صفحه چت!

    ایسان!XD(فیلمه منظورمه‌ها -چون اسمتون شبیه همه-)

     

     

    @آیسان!

    پیاپی پست بگذار، شاید بیان از این حالتِ خاکستری بیاد^^

    پاسخ:
    لهههنتتتxD|:
     خوشحاااال میشمxD

    مورد اول:وانی انگار از سابقه بیانیم قرار نیست پاک شه*-*
    مورد دوم:جان؟ چی؟*پریدن آب در گلو*
    مورد سوم:ناشناس بازییی:"" هیق:""
    مورد چهارم رو خیلی دلم میخوااد:"/
    واایی لنتیی اون فیلمهههxDDD


    تلاششو میکنه @آیسان ^-^
  • سَمَر ‌‌
  • مامان!، کسی که بدون اون هیچ غلطی نمی‌تونیم بکنیمXD، رنگ، آبی و زرد، وانیلوپه، شب پر ستاره، چت های n ساعته، ناشناس بازی ها، و ماه:)

    پاسخ:
    مامان؟xD *تیکه پاره شدن*
    اینو موافقم-،- xDD
    آبی و زرد:"هق:' 
    حالا که فکر میکنم جدا وانیلوپه از زیبای خفته و سیندرلا بهتره:/ اگه اون همه صورتی وار بودنش رو فاکتور بگیریمXD
    استرییی نایتتT-T
    دلم صفحه چت میخوااد سمزززز:""
    ماه..ایی..بیا در آغوشم سمر..

    و دارم به این فکر میکنم که بعد از من چی میشه‌؟

    چند نفر غمگین میشن و چند نفر غمگین میمونن؟

    زیبا و بوسیدنی بود این قسمتش(":

     

     

    +چه چیزی مهم تر از رنگ زرد و هندونه ای و وانیلوپه برای یاد آیسان افتادن؟"-"...

    +ولی بیا در گوشت یه چیزی بگم... الان که بعد از چندین ماه سر و کله زدن با کنکور دوباره برگشتم و می‌تونم پستاتو بخونم، احساس می‌کنم نوشته هات خیلی پیشرفت کردن*-*... ینی حتی پرت و پلا گفتناتم همینطور*-*...!!!

    پاسخ:
    خوشحالم خوندمش:")


    +خوبه خوبهه*-*  هندونههه؟xD
    +جدا؟*-* حس افزایش نیرو پیدا کردمxD بوس به توT-T

    چقدر خوب که دیگه به اینکه چقدر به رویاهات و اهدافت رسیدی فکر نمیکنی :)

    من با آی سان، با دیدن هر شیپی :"، و با آسمان پرستاره یادت میوفتم :))

     

    + من میخواستم دعوتت کنم "-" ولی هنوز ننوشتم "-"

     

    پاسخ:
    آره به درجات بالایی از معنویات رسیدمxD
    چیزایه قشنگیههههه

    +نمیبخشمتونT-T

    شادی .. آیسان تو منو یاد شادی میندازی :") و حتی نمیدونم چرا اما بنا به دلایلی آیسان نماد شادی به نظر میاد "^" و الف با کلاه به خاطر اینکه گفتی حتما اسمتو با آ بنویسم XD 

    پاسخ:
    گااد..قلبم...کتفم...کلیه ام..منفجر شدمممT-T
    پرسون لاو یوY-Y
    عااااا خوبههههxD

    خبببببب صاحبب وبلاگ عزیز ... اجازه منو گرفتی به استقبال این قرتی بازیا رفتی ؟

    [درست حدس زدی ، جدیدا حس میکنم صاحب بیانم XD] 

     

     

     

    ولی من هروقت کلمه بیدار شدن رو میشنوم یاد تو میافتم ... 

    هروقت دارم تو سایت ناسا چرخ میزنم برای پیدا کردن کهکشانم یاد تو میافتم ... 

    و هروقت پنل بیانمو باز میکنم یادت میافتم :] ... مرسی که یک سوم دلیل به بیان اومدنم بودی ^^ 

    یاااااا قسمت بولد شده رو سانسور کن فقط خودت باید بخونیش :|

     

    پاسخ:
    وای نه منو کتک نزن:""
    *تعظیم کردن* ببخشید صاحب بیان بزرگT-T


    بیداار شددن...واو
    وایییی یییییی للااییثثخثجخقفتع۴۶۸۴ثبات  
    واقعا؟ خوشحااااالللللللممممم^0^
    بیا بغلم فشارت بدمT-T

    واتتتتتتتتت د هلللل نظراتت بازه ؟ 

    بدبخت شدم ، با لحن تیم*

  • هلن پراسپرو
  • من با صورتی و آبی، سوییت بودن و قوی بودن، فضا و وانیلوپه همزمان یادت می افتم. 

    با آرتان یادت میافتم! هروقت علامت @ رو ببینم احتمالا یادت بیافتم *__* اگه یاد شبای تا نصفه شب رول نویسیمون بیفام یادت میافتم.. اگه یکی دو ساعت غیب بشه و بعد یهو با یه طومار ظاهر بشه یادت میافتم(واقعا چند درصد احتمال داره تو دنیای واقعی همیچن اتفاقی بیافته *_*)

    آهان و راستی! اگه یه نویسنده ای شروع کنه تک تک شخصیتای مورد علاقمو به روش های خونین و دردناک بکشه هم یادت می افتم :دیی

     

     

    + ولی... این جو غمگین و زیبای پست به کنار، تعریف های @مائو عشق است:

    احساس می‌کنم نوشته هات خیلی پیشرفت کردن*-*... ینی حتی پرت و پلا گفتناتم همینطور*-*...!!!

  • ђєlเ qųøķą
  • نمیدونم

     یکیش اینه ک هروخ دوستم آوینا رو ببینم یادت میوفتم و دومی اینه ک هرنویسنده با استعدادی رو ببینم یادت میوفتم:)

     

    همینطور وقتی وانالوپه رو تو کارتون والف خرابکار ببینمXD

    من میخواستم شرکت کنم تورم دعوت کنم :(

  • | 𝐊𝐞𝐯𝐢𝐧 |
  • این چالشه خیلی خوب و خیلی...گاد...هق زننده‌س:")

    پاسخ:
    چالش مزخرفی  هم هست در عین حال..یونو?*-*

  • 𝕄𝕠𝕠𝕟 𝕊𝕙𝕒𝕕𝕠𝕨 🌙
  • خدانکنه ولی وانیلوپه!(=

    پاسخ:
    قربانت قربانت*-*

    خوب..با وانیلوپه یادت میفتم*-*با اون رنگ زرد و صورتی قالب قبلیت

    با شب امتحان ریاضی یادت میعتم و آرتان!جاست دیسD:

    پاسخ:
    وانیی هق:" خوبه خوبهY-Y
    اههه اون شب که خودت نابود کردی با بیخوابی:/ دختر بد:"/
    آرتان؟ اوی اوی ماته ماتهxD (  با لحن لیوای)*-*
  • (=^یونیــ ـکو^=)
  • میگم آیسان از آیلین خبر  داری؟"-"

    +کلا روی این آ حساس شدمXD

    پاسخ:
    آره حالش خوبه*-*
    + بایدم باشی^-^
  • (• 𝑨!𝒂•)~
  • آیسان...چرا انقد ناامیدوارانه بود دختر...؟

    تو و افکار ب این زیبایی، فهم ب این عمیقی، قلم ب این ملموسی...

    قدرتایی که تو دخترای سن تو 1 درصد پیدا میشه...

    و تو جزء اون 1 درصد خاصی!

    شاید جسمت بمیره...شاید قلبت نتپه...ولی روحت تو یه دنیای دیگه یه زندگی جدیدو شروع میکنه، هر چند که قسمت هایی ش تو این دنیا و پیش آدماش زنده س :)

    من حاضرم بشینم و برا 1 روز کامل کل وب تو از اول بخونم! هر چند که قصد دارم وب تورم بعد کونکورم فتح کنم...پس نگو چیز خوندنی ای نداری...

    اه آیسان...اون خودشیفته بازیات، و در عین حال اینطور بی ارزش دونستن خودت و زندگی ت خیلی بده!

    یکی شون کن! تو واقعا بارزشی!

    غمگین ترین پست این چالش بود که خوندم فعلا...ناراحت گردیدم...

     

    و...چیزایی که منو یاد تو بندازه...ونه لوپه صورتی، هر وقت یه دختر 12-13 ساله با فهم بالا ببینم لبخند می زنم و یاد تو میوفتم...

    و...یه خودشیفته متوهم... ولی خوش قلم...

    و اوووو!!! سولمیتت XD! مسر کیم سوکجین XDDD


    و گاد...مطمئن باش اگه زودتر چالشو نوشته بودم، تو رو دعوت می کردم...

    پاسخ:
    *جوری که هر دفعه کامنت بده میدونی دیوونه میشی:)*
    دیگه تصور مرگم یکم باید دارک میبود خبxD
    وای آلا..تو قطعا تو  زندگی قبلیت مسئول قلقلک دادن قلب مردم بودیT-T
    واقعا انقدر؟"-"\.
    نکنه دلت خودشیفته بازییی میخوادددD::::::::
    ارزش تو چی؟(: فرشته‌..
    آه ببخشیدT-T


    همه این وانیو گفتنD"=
    این دومی خیلی هق بود...
    جدا اگه یه روز دیدمت باید انقدر بغلت کنم همه این هارت اتکات جبران بشه:""
    سولمییتت؟xDDDDDDDDD.
    نمیدونی از اون روز چقدر منو به فکر راجبش انداختی کهههXDDDDD


    تو رو میبخشمT-T
  • دختر خانوم
  • چالش باحالیه (@^◡^) 

    توش شرکت می کنم :) 

     

     

    + امممم ، ولی چرا احساس کردم که متنت کمی حس منفی و غم داشت ؟ (。•︿•。) 

    پاسخ:
    این یکی رو جدا دلم نمیاد کسی رو دعوت کنم:""


    +خب نامه قبل مرگ بودد*-*

    ولی بیا رفتیم اون دنیا...از خدا بخوایم یه صفحه چت برامون راه بندازه :D

     

    پاسخ:
    منم خیلی دلم میخوااددد...شماها نمیاینT-T
  • (• 𝑨!𝒂•)~
  • *گاااااددد ذوق کههههه *____*

    دارک و مرض -_- کرم دارک -_-

    گاد *-* اولش خوندم "آلا تو تو زندگی قبلی ت باید دلقک می بودی XDD"

    بلی همنقد ۰_۰

    ن ن خواهش میکنمممم تازه دارم نفس راحت میکشم از خودشیفته بازیاتتنت T----T

    گاد T-T

    طلب بخشش پذیرفته نشد :))))

     

    آآآآخخخخ بغلللللل هورااااا *_____*

    خدایا تو واقعا هم سن من نیستی ۰_۰! باورم نمیشه هنوز! تو یه خودشیفته بدبخت خالی بندیییییی -_____-

    اوه اوه بیا حس نیمه گمشدگی واقعا بهت دست داده بیرون نمیای دیگه XD منتظر بهانه بودی فقط XD یکی برع ب مستر کیم سوکجین برسونههههههه!!!

     

    ن نبخش :") بعد اینکه پستو نوشتم ب این نتیجه رسیدم که نمیخوام هیچکسو دعوت کنم :"))))

    برو پست منم بخون راستیییی!!!

    پاسخ:
    پس چییی:")
    خب مرگ یکم رمنس دارههههxDDD
    دلقک؟*تیکه تیکه شدن...*......
    خوشحالم کردیی.-.
    عه تازه میخواستم بهت از توانایی هام بگممممxD
    تلاش مجدد برای پذیرفته شدنش*-*

    هورااااا*-*
    این تیکه رو کلا حالیم نشد._.
    نیمه گمشدگی چرااااxDDD
     بهونه نه بگو فرصت!آدم باید تو زندگیش فرصت هارو بقاپه!XDDD
    وای آلاااااXDD

     موافقم اصلا نباید دعوتی میبود/:
    یا ستاره اشتباهی باز کردم.یا پستتو خوندم و تو ذهنم کامنت دادم :|~
    میرم چک کنم باز*-*

  • دختر خانوم
  • اومممم 

    من که توش شرکت کردم 

    اگه دوست داشتی بیا بخونش (•⌄•) 

     

     

    + راستی اون بخش دومِ چالشه ... 

    من با دیدن ستاره ها و کهکشان ها یادِ شما میفتم :) 

    پاسخ:
    حتما میخونمشش D:

    +خیلی هم زیبا:))))
    ++چه پروفایل قشنگیییD"=
  • دختر خانوم
  • :)))) 

     

     

    + قابلِ شما رو نداره (* ^ ω ^) :D 

    پاسخ:
    D=
  • 𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
  • رقماش بشه ۳...(:
    پاسخ:
    یه لحظه فکر کردم بیان نظرامو نگه داشته بعد نیمه شب مسیر رو ول داده کامنتا بیانxDD

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    آسمان پر ستاره

    قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت...
    که گاهی شرح حال آدمی؛
    ممکن نیست...
    _فاطمه حیدری

    آخرین نظرات
    پیوندها