آسمان پر ستاره

هرکجا هستم،باشم،آسمان مال من است

آسمان پر ستاره

هرکجا هستم،باشم،آسمان مال من است

سلام خوش آمدید

از سر شب دارم با خودم کلنجار می‌رم. برای خوابیدن، برای آسون‌ترین راه فراری که بلدم.

اما کار نمی‌کنه. هزاران بار گوشی رو خاموش و از خودم دور کردم ولی بازهم به خودم میام که دارم پنل بیان رو رفرش می‌کنم.

تلگرامی نوشتن بدجور بدعادتم کرده. ایده‌هام از متن و نوشته و یک موضوعی که بشه در چند بند ادامه‌ش داد تبدیل به چندتا توئیت یهویی و به درد نخور شدن.

تمام ریزه ریزه هایی که قبلا توی چنل هدایتشون می‌کردم روی هم تلنبار شدن و مثل خوره، دارن بخش های سالم مغزم رو هم می‌خورن.

به ده‌ها روش مختلف فکر کردم که آخرش به اینکه پنل رو بی‌مقدمه باز کنم و شروع به نوشتن این کنم ختم نشه، ولی می‌بینیم که شد..

 غمگینم، خیلی غمگینم. قطره‌قطره غصه داره پوستم رو مثل اسید می‌سوزونه. هیچ وقت شده درد انقدر زیاد باشه که واقعا تبدیل به درد شه؟ دردی که تو تنت حسش کنی؟

مهم نیست این جمله چقدر کلیشه‌ای و تکراریه پس می‌گم، که مغزم داره منفجر میشه. که مطمئنم مغزم واقعا داره می‌ترکه و کاش شوخی می‌کردم. مطمئنم اگر سرم رو از روی بالشت بردارم، از گوش‌هام کلمه‌ها می‌ریزن بیرون. اگر یکم آرومتر نفس بکشم از دماغم سرازیر میشن و بعد کله‌م می‌ترکه.  

ده ها بار دراز کشیدم. بلند شدم، نشستم. دوباره دراز کشیدم. سرم رو تو دستام گرفتم. چشم‌هام رو مالیدم ولی هیچی. هیچی.

خوابم میاد. من مطمئنم که خوابم میاد. حتی یک ساعت و نیم پیش به آرتی شب بخیر گفتم اما هنوز اینجام.

این رو گفتم که چقدر غمگینم؟ آره گفتم. من از وقتی که یادم میاد غمگینم. مهم نیست این چطور به نظر می‌رسه. من ذاتا آدم غمگینی هستم و با این اتفاق مشکلی ندارم. غم و غمگین بودن رو دوست دارم. من نمی‌تونم از باد شکایت کنم که چرا سردمه وقتی این منم که پنجره رو باز می‌ذارم. 

ولی امشب نتونستنی‌ئه. نوک کفش سیاه بزرگش رو گذاشته روی گلوی من و هر دقیقه بیشتر از قبل فشار میده.

با خودم گفتم یکم شعر بخون، اما از بیخوابی چشمام روی صفحه گوشی تمرکز نمی‌کردن. کفتم شاید باید پاشی نقاشی بکشی، ولی من احمق مسخره اون رو هم به یک برده دیگه برای کمالگراییم تبدیل کردم و معلومه که تو این حال سراغش نمیرم. گفتم آهنگ گوش کن ولی آهنگ های آفلاینی که اسپاتیفای رندوم برام سیو کرده دیگه حالم رو بهم می‌زنن. گفتم گریه کن. شاید با گریه کردن سبک شی. اشکم نیومد اما دو سه بار بغضم تا پشت لبم رسید و باز سر خورد پایین.

خسته شدم. از بودن و از غم داشتن. 

فکر کنم اگر امشب یا حداقل در روزهای آینده معجزه‌ی خارق العاده‌‌ فرازمینی‌ای رخ نده که شاید کمی از بار سر من سبک شه، واقعا خسته شم و تصمیم بگیرم این بار رو بذارم روی زمین.

  • آیســـ ــان

نظرات (۱۴)

سلام.

پاسخ:
این رو من پیش نویس کردم که مثلا

ما که ستاره‌ش رو دیدیم. 

پاسخ:
وای خیلی احمقم😭😭😭😭

آره ولی عقده‌ای نیستی‌. (رفرنس به گلزار)

پاسخ:
ممنون
  • آیســـ ــان
  • Ahhhhkkkkkhhhbhhhhhhaahhhh

    پاسخ:
    Real.
  • آیســـ ــان
  • شاید تنها چیزی که کم دارم یک بالشت اضافه‌ست.

    پاسخ:
    فراهم شد قربان.
  • آیســـ ــان
  • آدم باید یک وقت‌هایی آرشیو وبلاگش رو بخونه و یاد بگیره یا اگه می‌دونه یادآوری شه.

  • آیســـ ــان
  • هیچ پلتفرمی. تاکید می‌کنم، هیچ پلتفرمی در فضای مجازی اعتیادآور تر از بیان نیست.

    می‌خواید باور کنید می‌خواید نکنید.

  • آیســـ ــان
  • وای تر‌وخدا منو از آرشیوم بکشید بیرون تا همین الانشم سه چهارتا اختلال روانی مختلف تشخیص دادم😭😭😭😭

  • آیســـ ــان
  • وای امروز فیلم se7en، چند قسمت بروکلین ناین ناین و مقداری از شرلوک هلمز آردی‌جی رو دیدم. چشمام رو که می‌بندم کلماتِ "جسد. جنازه. مرده. تعفن. بو. پلیس. تحقیق. Detective. پرونده. بازجویی. جنازه. تورم. رگ. خون. اسحله و.." پشت سر هم ردیف می‌شن.

  • آیســـ ــان
  • دیر کردی خاتونم.

    اااااآااااآیتضگگضضمظش

    من واقعا عادت ندارم یک سریالی رو ببینم تموم کنم و مستقیما بعدش بهم ادیت نرسه. دارم تلف می‌شم.

  • آیســـ ــان
  • دیگه جدی جدی جدی جدی شب بخیر.

    (از ساعت هشت شب دارم می‌خوابم)

  • mitsuri ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
  • وای نه شب امتحان منو یاد ارشیو بیانم ننداز. تازه سه تا وبلاگ برای خوندن دارم. *خودکشی*

    پاسخ:
    واقعا خیلی خیلی وحشتناک بود
  • عشق کتاب ✩·̩̩̥͙
  • سلام.

    پاسخ:
    علیک سلام

    آقا چهار صبح تو بیان چیکار می‌کنی جدی
  • آیســـ ــان
  • کامنت های قبلیم رو می‌خونم خیلی بامزست

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    آسمان پر ستاره

    قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت...
    که گاهی شرح حال آدمی؛
    ممکن نیست...
    _فاطمه حیدری

    آخرین نظرات
    پیوندها