آسمان پر ستاره

هرکجا هستم،باشم،آسمان مال من است

آسمان پر ستاره

هرکجا هستم،باشم،آسمان مال من است

سلام خوش آمدید

#5

چهارشنبه, ۱۴ مهر ۱۴۰۰، ۰۶:۰۸ ب.ظ

اون از مرموز بودن خوشش میومد ۱۷:۰۰

ناخن هاش انقدر جویده شده بودن که چیزی به اسم "ناخن" روی نوک انگشت

هاش باقی نمونده بود.

گردالی های کبود زیر چشم هاش نشون میداد با خواب نسبتی نداره.

لباس هاش چروک بود،همین کافی بود که بگی اون تنها ترین آدم اینجاست.

با این حال چشم های کشیده و لب های قشنگی داشت.

لب هاش بسته بودن،حتی هوس نمیکردی که برای حرف زدن بازشون کنه،اون غنچه صورتی بسته قشنگ تر بود.

چشم هاش،دوتا سیاهچاله عمیق.میشد تا ابد تو سیاهی اون تیله های براقش غرق شد.

اون درد میکشید،زیر باری که رو دوشش بود شکسته بود ولی صداش در نمیومد.

اون ترسیده بود ولی نمیگفت.

اون غمگین بود و گریه نمیکرد.عصبانی بود و به دیوار مشت نمیکوبید

   

اون میخواست بره.من نمیخواستم.

فقط نگاهم کرد..

چشم هاش پر از اشک شد.

بهش گفتم چشم هات نباید ببارن.

باز نگاهم کرد..

.صدایی ازش در نمیومد.

موج های خیس از چشم هاش سرازیر شدن.

سکوت کرده بود،نگاهم میکرد و رو سرم میبارید.

گریه کرد.موج ها اومدن،سیل بارید،طوفان زد و دریا منو با خودش برد.

اون از مرموز بودن خوشش میومد.

  • آیســـ ــان

نظرات (۱۲)

  • 𝓼𝓮𝓵𝓮𝓷𝓮 𝓬𝓱𝓪𝓷 ッ
  • فرستتتتتت!
    پاسخ:
    خودم باید فرست میشدمTT
  • آیســــ ـــان
  • بیان انقدر ادا در آورد که یک ساعت و نیم فقط نشستم پای یه پست.
    آخرشم نصف نوشته ها رو از رو سلیقه اش پاک کرده.پلیر رو هم خراب کرده.جای علائم نگارشی رو هم برگردونده.هیج موزیک پلیری رو قبول نمیکنه.لینک‌هم که نمیشه:|
    اصلا میرم و تا سالهای دیگه پست نمیزارم؛خسته شدم:||
    هعی آخ بیان ما رو پیر کرد من فکر میکردم فقط من این مشکل رو دارم از صبح الاف یک پستم حالا که اینطوریه منم برم لینکشو بزارم همینطوری منتشرش کنم-__-
    خوبی؟
    پاسخ:
    آره واقعا خیلی آزار دهتده شده:"/
    آره دیگه نهایا باید منتشرش کرد:_)
    تو چطوریی؟*-*
    اف به بیان.. اف بهش
    به نظرم بیا غصه نخوریم تازه فصل انار ترش شروع شده و این خودش خیلی خوبه.. انار ترش دوست داری آیسان شی؟
    پاسخ:
    واقعا:"
    بله بلهD=
    اگه حساسیتم و اینکه بعد خوردنش زبونم به شدت زخمی میشه رو در نظر نگیریم عاشقشم:__)
    +اصلا مرسی که یادم انداختی یه پست راحبش مینویسم بعداTT
    اون از مرموز بودن خوشش میومد.
    ای کاش مرموز نباشیم...
    ای کاش بعد رفتنمون نگن جرئی از وجودشون بودیم...
    ما به زودتر شنیدنش احتیاج داشتیم...


    جدیدا پستات خیلی موده...


    همه عسلن،من عسلم،تو عسلی=)
    پاسخ:
    خیلی چیز ها رو باید زودتر از اینکه دیرشه گفت:_)

    خوبه*-*

    همه شیرین و قشنگD:
    واو :")
    آدرس پست...:">

    یه لینک هست برای موزیک پلیر که درست بشه تو خصوصی می فرستم :">

    +خوبین؟D:
    پاسخ:
    عه دقت کردی؟:"

    آخجوننن مرسیییی*-*

    +عالیی!
  • 𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
  • من هیچ...من سکوت
    بسیارزیبااا:)
    آهنگ از او و دوستانش پستو قشنگ تر کرد..
    حیف وقتی میخوام آهنگ هاشونو دان کنم نمیشه..تقریبا هرچی ازشون بوده حذف شده
    هعییی:(
    سلامممم
    یااا اینکه قبول نیس نمیشه که جواب سوال رو با سوال داد*-*...اما گرفتم فکر کنم منم همونطوربودم ...اما تو روزهای بارونی هم میشه لبخند زد مگه نه؟TT
    راستی چه متن قشنگی:)
  • زی زی گولو بلاسم
  • .
    .
    .
    .
    And all my love is gone
    .
    .
    .
    .
    .
  • | 𝐊𝐞𝐯𝐢𝐧 |
  • اوک فرست نشدم بات حداقل از دستشم ندادم:>

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت...
    که گاهی شرح حال آدمی؛
    ممکن نیست...
    _فاطمه حیدری

    آخرین نظرات
    پیوندها