آسمان پر ستاره

هرکجا هستم،باشم،آسمان مال من است

آسمان پر ستاره

هرکجا هستم،باشم،آسمان مال من است

سلام خوش آمدید

کاش میشد از درخت لیمو، پرتقال چید.

دوشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۸:۲۶ ب.ظ

در نامه ی آخرت،از من خواستی احوالم را برایت شرح دهم.چه نامی برایش بگذارم؟ چطور این حس مبهم را نام بنهم؟

رو راست باشیم،ابهام و امحا مهمان ثابت این احوال نیمه-ناخوشم شده است.

حتما می توانی حدس بزنی باز هم قضیه بر سر چیست.روابط!

در هر که را که در این منوال میزنم،می گوید:"ابتدا در خودت بنگر! شاید در این وضعیت بغرنج تویی که بر سر خودت مشکل سازی!"

و جالب است،همین توصیه موجب شک بر انگیزی ام هم می شود،حسی شبیه به آن که:"نکنه واقعا مقصر منم؟!"

آه،نظرت چیست بیخیال شویم؟ از این گونه نوشتن در سیلاب خجالت غوطه ور می شوم..

در نامه ی قبل برایت از تفکر و تعقلاتم در باب "تنهایی" گفتم.این تنهایی حاضر با تنهایی که پیش تر آن را متحمل بودم،زمین تا آسمان تفاوت دارد.

در گذشته واقعا تنهایی بود،بر مبنای واقعی کلمه! ولی حال..انقدر گیج و گم است که دیگر حتی خودم هم نمی دانم کدام دوست است و کدام دشمن.

گرچه،اگر بخواهم وصفش کنم می شود گفت که همه ی آنهایی که خطاب بهشان می نویسم،شبیه ظاهری آراییده شده به گل و سبزه و بوته و بوی یاس اند،ولی درونشان را که می شکافی(البته،به تازگی کشف کردم نیازی به شکافتن هم نیست،از ظاهر کال شان هم می شود میوه ی نرسیده را دید)چیزی جز نبات های خودرو در دشت های  پیر نمی بینی.

طولش نمی دهم..ولی بازهم،شاید من مقصرم.

شاید آن منم که بی جهت دلم می خواهد از درخت لیمو،پرتقال بچینم.

ولی؛ کاش می دانستی بوی پرتقال وجود آدم را از چه عشق و شوری پر می کند.

کاش می دانستی چقدر دلنشین و خوشبو و خوشرنگ و چشیدنی است.

آنقدری که شاید از شدت شیدایی عطر پرتقال ها،دنیا را پشت سر بگذاری به جستجوی پرتقال ها.

ولی حیف،که من در مزرعه لیمو متولد شدم.

حیف.

  • آیســـ ــان

نظرات (۷)

  • ~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
  • شاید روزی لیمو هارا دوست بدارد..

    پاسخ:
    لیمو ها..لیمو های رقت انگیز..لیمو ها.
    لیموهای زرد زشت.
    لیموهای زرد زشت خوشگل.

    رچه،اگر بخواهم وصفش کنم می شود گفت که همه ی آنهایی که خطاب بهشان می نویسم،شبیه ظاهری آراییده شده به گل و سبزه و بوته و بوی یاس اند،ولی درونشان را که می شکافی(البته،به تازگی کشف کردم نیازی به شکافتن هم نیست،از ظاهر کال شان هم می شود میوه ی نرسیده را دید)چیزی جز نبات های خودرو در دشت های  پیر نمی بینی.

    حس میکنم باید همه ی چیزای بیش از حد قشنگی که برای آدما نوشتم رو بسوزونم و به جاشون چیزایی رو بنویسم که واقعا باید بشنون. به کسی که پرانرژی نیست نگم پر انرژی به کسی که خوب نیست نگم خوب. اما نمیتونم میترسم. میترسم به آدما بگم من میتونم ببینم پر از خاری.

    +رسیده نیست؟ 

    ولی چرا هیچکس نمیگه شاید مشکل از هیچکس نیست فقط کلش اشتباهه؟ 

    شاید فقط باید یه قدم از هم دور بشیم تا دیگه گیج نباشیم. نمیدونم.

    پاسخ:
    چقدر منم،به نظرم قبل تعریف و تمجید ها باید به این فکر کنیم که اونی که حرف راست رو بشنوه و به نفعشه،خودشونن=)
    وای:))))) زیبا گفتی...
    +مگر نمیدانی که انسان موجودی اجتماعی است و نمی تواند تنها زندگی کند؟::))

    ای وای، بوی لیمو هم خوبه کهههه...ولی ترشه. حق می‌دم بهتون...هق T^T

     

    +آیا لازمه بگم خیلی قشنگ بود و اصلا هم توی حسودی نسبت به اون کسی که براشون نامه نوشتین نمی سوزم؟ لازمه؟

    خب اگر لازمه، خیلی قشنگ بود و دارم توی بوی لیمویی و رطوبت اینجا غرق میشم...خداوندا *لیلیلی

    و اصلا هم توی حسودی نمی سوزم*-*


    ++جججیییغغغ حالتون چطوره آیسان سان؟*^*

    پاسخ:
    من لیمو رو دوست دارمTT اینجا دیگه یکم چیر شد،ولی اقا،ما هنوزم با لیمو ها دوستیم.

    +حسودی چیراTT دوست داری برای تو بنویسممم؟*-**-*""))


    ++من هر وقت کامنت تو رو جواب میدم حالم بی نظیره،اینو بدون=)))
    تو چطوری؟:")

    خب خوداروشکر *لیلیلی* 

     

    +هههههههه شوخی می کنیننینینینم علومه که دلم می خوادددددد*^^^^^^^^^* ولی اونوقت از اون بالا براتون کامنت می ذارم چون احتمالا رگ آکلیلیم گسسته شده T^T

     

    ++وااایییییییییهاهاههاهاهاهاههاهاهااااااااییییییییییییییییییییییی چشمممم T^^^^^^^^^^^^^^^^^T بذارین حدس بزنم، سر جریان عروسیتون می خواین بکشینم آره؟

    منم خوبممم*^^* فردا می خوان ببرنمون اردو و سر از پا نمی شناسم XD لیلیللی*^^*

    پاسخ:
    ولی این رگ اکلیلی گفتنت>>>>>
    مثلا چیزی شبیه "برای پری عزیزم" TTXD

    ++کدوم عروسی،چرا بکشمTTXDDD
    واای کجا رفتین؟*-*

    وی آی پی مخصوص شما >>>>>>

    ججججیییغغغغ من مرگ T^^T

     

    +عروسی..........مراقبشم تا ابد و اینا....*-*

    رفتیم باغ فردوسسسسسسس سینما*^* هم هفتم هم هشتم هم نهممممممم، بعد پیاده رفتییمممم*^^* بعد کلیییی ماگای خوشگل داشتT^^^T که نذاشتن بخریم T^T ولی خیلی خوشگل بودنننثاعلبذتاذوثتذباق

     

    پاسخ:
    وااااهااای:>>>>
    نه بمونTT♡

    +اگه قرار بود با این یه کلمه باهاش عروسی کنم/باهام ازدواج کنه..که تا حالا کرده بودیم..xD
    واایی چه فیلمی دیدیننن*-* خوش گیذیشت؟:) وهاوووو خیلی بی تربیتن نمیزارن آدم خرید کنهTT

    کاش میشد از درخت لیمو، پرتقال چید.

    از لحاظ تکنیکی میشه ! مثلا می تونی پرتقال رو با درخت لیمو پیوند بزنی و از درخت لیمو، پرتقال بچینی. یا حتی بهتر؛ یکی دو شاخه ی درخت لیمو رو با پرتقال پیوند بزنی. حالا هم لیمو داری هم پرتقال D: .

    @انولا 

    حرفت رو قبول دارمD: ولی اگه بخوایم از دیدگاه متن نگاه کنیم، پرتقالی که می دونی از درخت لیمو چیدی به چه درد می خوره؟:) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت...
    که گاهی شرح حال آدمی؛
    ممکن نیست...
    _فاطمه حیدری

    آخرین نظرات
    پیوندها